تبلیغات
مدرسه علوم دینی امام شافعی "رض" روانسر - گفتگویی صمیمانه با قاری پرآوازه ی قرآن کریم ( سعدالغامدی )

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

سه شنبه 6 مهر 1389-12:37 ب.ظ



 
 گفتگویی صمیمانه با قاری پرآوازه ی قرآن کریم ( سعدالغامدی ) استاد سعدالغامدی

مشتاقیم که مختصری از زندگیتان را از زبان خودتان بشنویم.
غامدی : اسم کامل من سعد بن سعید بن سعد الغامدی است. در کشور عربستان سعودی و در شهر ( الدمام ) به دنیا آمدم، تا دوره دبیرستان را در همانجا گذراندم و بعد از آن در شهر ( إحساء ) دوره دانشگاه را در سال (1410 ق ) به پایان رساندم ، پس از آن نیز 5 سال دیگر به تحصیل ادامه دادم


 

 گفتگویی صمیمانه با قاری پرآوازه ی قرآن کریم ( سعدالغامدی ) استاد سعدالغامدی

مشتاقیم که مختصری از زندگیتان را از زبان خودتان بشنویم.
غامدی : اسم کامل من سعد بن سعید بن سعد الغامدی است. در کشور عربستان سعودی و در شهر ( الدمام ) به دنیا آمدم، تا دوره دبیرستان را در همانجا گذراندم و بعد از آن در شهر ( إحساء ) دوره دانشگاه را در سال (1410 ق ) به پایان رساندم ، پس از آن نیز 5 سال دیگر به تحصیل ادامه دادم

بی تردید استاد سعدالغامدی یکی از خوش صداترین قاریان و سرودخوانان جهان اسلام است، برنامه ی ( اسرة واحدة ) دیداری را با ایشان ترتیب داد و چهره ی پاک و بیگرد ایشان را بر شیشه ی تلوزیون نمایان ساخت، وب سایت کردی (بانگه واز) این مصاحبه را به زبان کردی ترجمه نمود، من نیز برای علاقه مندان صدای دلنشین ایشان، متن این مصاحبه را به زبان فارسی بر روی اینصفحه قرار دادم .

* * * * * * *

* مشتاقیم که مختصری از زندگیتان را از زبان خودتان بشنویم.

غامدی : اسم کامل من سعد بن سعید بن سعد الغامدی است. در کشور عربستان سعودی و در شهر ( الدمام ) به دنیا آمدم، تا دوره دبیرستان را در همانجا گذراندم و بعد از آن در شهر ( إحساء ) دوره دانشگاه را در سال (1410 ق ) به پایان رساندم ، پس از آن نیز 5 سال دیگر به تحصیل ادامه دادم. من 9 سال مسؤل مرکز آموزش اسلامی بودم اکنون نیز مدیر یکی از مدارس محلی دمام هستم.

همچنین متأهلم و سه تا فرزند دارم . امامت و خطیبی یکی از مساجد به نام ( کنو ) به من سپرده شد و من نیز پذیرفتم ، و همچنین مسؤل دو مرکز هستم : ( منار الهدی للتدریب ) و ( مرکز امام الشاطبی للقرآن الکریم ).

* شخصیتهایی که بر روی سعدالغامدی تأثیر گذار بوده اند چه کسانی هستند؟

غامدی : در حقیقت کسی که بر من خیلی تأثیر گذار بوده است پدر بزرگوارم است (خدا حفظش کند)، چون طبع و اخلاق بخصوصی دارد و من بسیار از اخلاق و تقوای پدرم سود برده­ام ، پدرم بسیار خوش اخلاق و با تقواست ( و لانزکی علی الله أحدا ) ، پدرم همیشه لبخندی زیبا و صادقانه بر لب دارد.

و من نیز به خاطر زندگی با پدرم خیلی از ایشان تأثیر گرفتهام ، به نظر من در این زمانه ما به چنین پدرانی احتیاج داریم چون عمل خیلی بهتر از سخن زیاد است ، هنگامی که پدری نمازهایش را به موقع ادا کند و قرآن بخواند و نسبت به کودکان و فقرا و بینوایان خوش اخلاق و متواضع باشد ، این خود بهترین الگو میشود. نکته دیگر اینکه پدرم هر روز همه ما را جمع می­کرد و به ما قرآن میآموخت ، میگفت : ببینم کدام یک از شما تلاوت و قرآن خواندنش بهتر است؟ بعضی اوقات من بهتر بودم و بضی روزها هم بقیه از من بهتر بودند. یک بار وقتی من خیلی کوچک بودم توانستم سوره معارج را از حفظ کنم و پدرم به این مناسبت به من 10 ریال هدیه داد و ما را بیشتر تشویق میکرد.

* آیا وقتی که در دانشگاه بودی قرآن میخواندی؟

غامدی : الحمدلله سال اوّل که در دانشگاه بودم توانستم اولین جزء قرآن را حفظ کنم که از سوره (البقرة) شروع کردم ، بعد از آن به لطف خدا توانستم طی پنج سال تمام قرآن را حفظ کنم .

توانستم خلاء دانشگاه را پر کنم و بسیاری از دانشجویان را نیز نصیحت میکردم که دانشگاه بهترین مکان برای آموختن و کسب علم است ، برکت دانشگاه را احساس میکردم ، همیشه نزدیکهای غروب را برای حفظ قرآن کریم انتخاب میکردم ، مغرب برای من بهترین موقع بود ، مشغول بودن من با قرآن بیشتر در مساجدی بود که به دانشکده ها نزدیک بودند ، من در آن مسجدها خیلی راحت بودم ..

* سعدالغامدی چه احساسی داشت وقتی که تمام قرآن را از حفظ کرد؟

غامدی : پنهان نمیکنم که احساس عزت نفس می­کردم ، احساس میکردم که این قرآن چقدر شیرین است و زندگی بدون آن هیچ معنایی ندارد. برای نمونه وقتی که قرآن از بوستانها و درختان خرما و انگور و سرسبزیهای بهشت سخن می گوید ، اینگونه احساس می کنی که اکنون در آن هستی یا وقتی که از ملتها و قومهای پیشین که از بین رفته اند سخن می گوید احساس میکنی که با آنان زندگی می کنی ، به همین خاطر حفظ کردن قرآن باعث شد که بیشتر به قرآن احساس نزدیکی کنم و در آن تفکر کنم.

* در سالهای (1425ق ) تعدادی سرود به نام ( اناشید الدمام ) داشتید که فکر میکنم مربوط به دوره دبیرستان بود ، چه چیز باعث شد که از سرود گفتن دور شوی؟ آیا سرودهایت اکنون نیز به فروش می رسند؟

غامدی : بگذار ابتدا دلیل پخش شدن سرودها را برایت بگویم ، ارزش سرود گفتن از سایر کارها و فعالیتهایی که برای اسلام انجام داده میشود ، کمتر نیست. کار ( الدمام الاول ) به روش بسیار ابتدایی آماده شده و باور کن که من تابحال دنبال آن را نگرفتهام ، اگرچه من خبر نداشته­ام که سرودهای ( الدمام الاول و الدمام الثانی ) در کانادا و آمریکا و کشورهای دیگر هم پخش شدهاند...

دلیل استقبال از آن کاستها این بود که وقتی که ما این سرودها را آماده میکردیم ، یکی از اساتید همیشه از ما میخواست که نیتمان را برای خداوند بزرگ خالص کنیم و می گفت : همیشه مواضب نیت خود باشید ، ما هم در یک حالت روحانی و ایمانی بودیم ، به همین خاطر بود که این سرودها با استقبال روبرو شدند.

اما به دلیل گذشت زمان زیادی از آن موقع ، من نتوانستم برای سرود گفتن فعالیت کنم ، و دلیل دیگر کم بودن اشعار و کلمات تأثیر گذار بود ، همین حالا هم بیشتر سرودخوانهای قدیمی به بقه توصیه میکنند که در پخش نمودن کارهایشان عجله نکنند.

و همچنین سرودهای قدیمیتر تأثیرگذارتر و بهترند ، دلیلش هم این است که در حال و هوایی ایمانی و پر از تقوا آماده شدهاند.

میبینیم که امروز سرودهای زیادی گفته میشود ولی فاقد روح هستند ، به نظر من مگر کسی که خدا به او رحم کند.

* پس از اینکه قرآن را حفظ کردی فرق قرآن کریم و سرود در نزد تو چیست؟

غامدی : به نظر من ، قرآن اساس دعوت است و بهترین و بزرگترین اساس است. سرود هم راهی برای دعوت اسلامی است ، من هم ابتدا سرود خوان بودم و بعد از آن امام مسجد شدم و بعد از زمان زیادی حافظ قرآن شدم.

* پس از حفظ قرآن کریم چی؟

غامدی : این نعمت خداوند است که قاری قرآن باشی و سرودخوان هم باشی .. و بتوانی برای مردم هم امامت کنی ، این از منت پروردگار بر من است و همچنین من صاحب یک مصحف قرآن هستم و همین موضوع است که باعث شده که من بیشتر به قرآن اهمیت دهم تا سرود گفتن.

همانگونه که حسّان بن ثابت میفرماید : (أكرمنى الله بكتاب فكیف أرجع الى الشعر). (یعنی خداوند مرا با قرآن تکریم کرد و بزرگ داشت پس چگونه به شعر بازگردم؟)

* برخورد و رفتار سعدالغامدی در منزل چگونه است؟

غامدی : من دارای همسر و فرزندم و لازم است که اهمیت زیادی به آنها داده شود مخصوصاً بچّه ها ؛ همانگونه که رسول الله علیه الصلاة والسلام میفرمایند : ثمره های خانه باید به خوبی تربیت داده شوند ، و همینطور میفرمایند (إذا مات ابن آدم إنقطع عمله إلا ثلاث...)

یکی از آن سه چیز فرزند صالحی است که برای والدینش دعا کند . بر همین اساس ما هم در منزل در مورد موضوعات مختلف گفتگو میکنیم ، خیلی از اوقات در بعضی از موضوعات نظرمان با هم یکی است و بعضی مواقع نیز باهم همنظر نیستیم ..... بچّه ها هم بیشتر از هر کسی به من نزدیک هستند.

همسرم نیز که ستون دوم خانه است ، و در موارد مختلف با هم مشورت میکنیم و در بیشتر مسائل نظر او را جویا میشوم ، همانگونه که رسول الله علیه الصلاة والسلام میفرمایند : ( خیركم خیركم لأهله وأنا خیركم لأهلی ) ( یعنی بهترین شما بهترینتان نسبت به خانوادهاش است و من از همه شما نسبت به خانوادهام بهترم ) .

* چه خاطره شیرین و یا تلخی داری که برایمان بازگو کنی؟

غامدی : سال (1410ق ) بود که فارغ التحصیل شدیم و به جنوب کشور سفر کردیم ، شب شد و اذان عشا را فرمودند و ما هم به مسجد رفتیم . من در صف جلو ایستادم و نماز سنت (تحیة المسجد) را خواندم تا اینکه امام مسجد آمد و از من خواست که امامت کنم و به هر زوری که بود من را جلو فرستاد ، سپس قامت گفتند و من الله اکبر گفتم و سپس شروع به خواندن سوره فاتحه کردم ، اما هر کاری می­کردم نمیتوانستم سوره فاتحه را به خوبی بخوانم ، تا آیهای را میخواندم 3 دقیقه وقت میبرد ، هر طوری که بود سوره فاتحه را تمام کردم و پس از آن شروع کردم به خواندن سوره ( الدخان ) تا رسیدم به آیه [رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ] (الدخان: 12) ، احساس کردم که خداوند ناراحتیم را برطرف نمود ، این را هرگز فراموش نمیکنم . اما الحمدلله بعد از یک سال توانستم که بخوبی امامت کنم و در کارم شکست نخورم.

خاطره ی دیگر اینکه روزی در مسجد بودم که مردی نزد من آمد و گفت : میخواهم سفره ی دلم را پیش تو باز کنم ، گفتم : درخدمتم ، بفرما..

گفت : شش سال پیش برای تحصیل به خارج از سعودیه سفر کردم و در آنجا گرفتار گناه بسیار بزرگی شدم ( و در حال بازگو کردن ماجرا اشک از چشمانش سرازیر میشد ) و ادامه داد که : کار به جایی رسید که از همسرم جدا شدم و همه بچّه هایم سرگردان شدند و نمیدانم چه بر سرشان آمده است ...

به نظر تو اگر از گناهانم پشیمان شوم خداوند من را خواهد بخشید؟

گفتم : برادر عزیز مادام که تو مدتها قبل مرتکب گناه شدهای و هنوز هم از آن ناراحتی ، إن شاء الله که خیر به دنبال دارد ، نا امید نباش ، إن شاء الله خداوند گناهانت را می بخشد ...

* اولین خطبه ی جمعهای که خواندی کجا بود؟

غامدی : اولین خطبهام در( الدمام ) بود ، به راستی که خطبه دادن خیلی دشوار است ، من خودم به خاطر آن تلاش و شب نخوابیدنهای بسیاری را متحمل میشوم تا بتوانم خطبه ی شایستهای را ارائه دهم.

اولین خطبهام را روی کاغذ نوشتم و خیلی با عجله آن را خواندم و اصلاً چنگی به دل نمیزد ، اما به لطف خدا بعد از آن خطبه توانستم از حفظ خطبه هایم را بخوانم.

* چند سال طول کشید تا مصحف قرآئت قرآنت تکمیل شود؟

غامدی : این مصحف را در نمازهایم در مسجد ، برایم ضبط کردهاند ، خیلی از من خواستهاند که در استودیو حاضر شوم تا به شیوه ی بهتری ضبط شود ولی من رضایت دادم که فقط در مسجد ضبط شود ، چون قرآن خواندن در نماز پربرکتتر است ، چند سوره مثل سوره های (البقره‌ و النساء و الاعراف و یونس) را در مسجد به صورتی جداگانه ضبط کردیم و بقیه سوره ها را در حال ادای نماز و تراویح و تهجد برایم ضبط کردهاند .

سپاس برای خداوند ، مصحفم در سال ( 1416ق ) جمع آوری و تکمیل شد و تنها چند دست­کاری کوچک در آن نمودیم ، من خود اعتراف میکنم که تجوید مصحف من در حد عالی نیست و امیدوارم که به عنوان یک مصحف بی عیب و کمبود به آن نگریسته نشود.

* در میان هر دو مجموعه سرودت (الدمام الاول و الدمام الثانی) کدام سرود را از همه بیشتر دوست داری؟

غامدی : در مجموعه اول سرود (مؤامرة تدور على الشبابِ) بیشتر به دل من مینشیند ، اما در مجموعه دوم ( لاتقول فقدنا الشهیدا) به نظر من زیباتر است ، در کُل همه آنها خوب هستند.

* هدفها و آرزوهایت چیست؟

غامدی : آرزو داشتم که مصحفی تلاوت کنم که سپاس برای خدا صورت گرفت ، دوست داشتم یک مؤسسه تربیتی را اداره کنم که به لطف خداوند آنهم مسخر شد ، امّا از هر آرزویی بزرگتر این است که میخواهم عاقبتمان خیر باشد و با ایمان جان بسپارم .

* نظر ( سعدالغامدی ) در باره ی قرآن چیست ؟

غامدی : در حقیقت من قبلاً بیشتر وقت خودم را به حفظ قرآن اختصاص داده بودم امّا باور من این است که درک قرآن و تفکر در آن خیلی مهمتر از حفظ آن است ، چون از بر کردن قرآن سنت است اما تفکر و تعمق در آن واجب است.

دقت و تفکر عمیق در قرآن بر هر کسی که خود را مسلمان میداند واجب است و امروزه دسته­ها و کلاسهای حفظ قرآن فراوانند ولی فهم و درک قرآن مهمتر و واجبتر است... دوست دارم که همه به سایه تفسیرهای قرآن پناه ببرند.

* شیوه ی قرائت قرآن به روایت ( حفص از عاصم ) بسیار زیبا است ، آیا شما اجازه دارید که بجز این شیوه ، به شیوه ی دیگری نیز قرآن بخوانید ؟

غامدی : بله من اجازه دارم ولی در این باره خودم را سهل انگار میدانم .

من خودم اولین بار که میخواستم تلاوتم را بهتر کنم ، پیش یکی از قاریان قرآن به نام ( شیخ احمد وزیف ) رفتم وبه ایشان گفتم که می­خواهم تلاوت را نزد شما یاد بگیرم ، ایشان هم قبول کرد و گفت که فقط پس از نماز صبح وقت دارند و من هم وقت کلاس را قبول کردم ، واینگونه بود که اولین صبح که به طرف منزل استاد به راه افتادم ، نزد خودم قرار داده بودم که روز اوّل حداقل یک جزئی را پیش ایشان بخوانم ، وقتی به آنجا رسیدم و شروع کردم به ( أعوذ بالله من الشیطان الرجیم ) گفت : بایست ، حق همزه ی بالای ( أعوذ ) را ادا نکردی ، دوباره تکرار کن و من هم تکرار کردم سپس ( بسم الله ) را گفتم ، دوباره به من گفت : بایست ، حق کسره ی ( بسم الله ) را ادا نکردی و حق تشدیدهای ( الرّحمن الرّحیم ) را خوب و دقیق ادا کن.

باور کن دقیقاً نیم ساعت مشغول سوره ی ( الفاتحه ) بودیم ، امّا سپاس برای خدا اجازه ی خواندن قرآن به روش حفص را نزد ایشان کسب کردم .

* شما که خود ، قرآن را در پنج سال حفظ نمودید ، نظرتان در باره ی کسانی که قرآن را با عجله حفظ میکنند چیست؟

غامدی : میتوانم بگویم که من مخالف آن هستم که قرآن با عجله حفظ شود ، تنها حفظ کردن قرآن کافی نیست ، بلکه قرآن دنیایی از ادراک و تفکر میطلبد .

* آیا بعد از فرغت از قرآن به سرود خواندن روی می آوری؟

غامدی : درحقیقت من همیشه برای خودم و در بین خانواده و فرزندانم و یا همراه با سایر برادرانم خیلی وقتها سرود میخوانم ، امّا بزرگی و عظمت قرآن هرگز به من فرصت نمیدهد که خیلی به سرود گفتن بپردازم.





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


foot problems
دوشنبه 27 شهریور 1396 12:23 ب.ظ
Whoa! This blog looks exactly like my old one! It's on a totally different subject
but it has pretty much the same layout and design. Outstanding choice of colors!
Where is the Achilles heel?
جمعه 13 مرداد 1396 08:14 ب.ظ
hello!,I love your writing very a lot! proportion we communicate more
about your post on AOL? I require a specialist in this
space to unravel my problem. May be that's you!
Looking forward to look you.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:35 ب.ظ
What a stuff of un-ambiguity and preserveness of
precious experience on the topic of unexpected emotions.
manicure
چهارشنبه 16 فروردین 1396 07:39 ق.ظ
Hello, its good article on the topic of media print, we all be
familiar with media is a enormous source of facts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر